مادر
دست های لطیف و مهربانت را از یاد نمی برم زمانی که بر سرم دست نوازش می کشیدی و مرا از پندهای خوبت واقف می ساختی .
صدای قشنگت را هنگامی که برایم لالایی می خواندی و احساس زیبایت را وقتی از گذشته از سختی ها و مشکلاتی که پشت سر گذارده بودی و تراکم همان مشکلات باعث شده بود نحیف و ضعیف شوی .
مادر قاصر از آن هستم که بخواهم تمام خوبی هایت را وصف کنم . اما می توانم قسمتی ناچیزی از آنها را با بازی کلمات بیان کنم و شاید بدین طریق قلبم راضی شود که این طور مادر خوبم را توصیف نمایم .
فکر نمی کنم در باغ آشنایی درباز گشایی پنجره امید هیچ کلمه ای زیباتر از نام مادر باشد و فکر نمی کنم در هیچ حای دنیا عشقی به پاکی عشق مادر پیدا شود .
عشق بی آلایشت - عشق پاکت و مهربانت - قلب رئوفت - دست های لطیفت - روح بلندت را همواره الگوی خویش قرار می دهم و نام زیبایت را همچنان در اذهان حک می کنم شاید به این طریق قسمتی از وظایفم را نسبت به دامن پر مهر مادر ادا کنم .
به نام نامی همیشه مادر. مادر دوستت دارم دوستی بی پایان و بی انتها.
در میان حرف ها جستجو کردم تا کلمه ای مناسب حالات تو بیابم اما آنقدر روح تو بلند است که هیچ کلمه ای نیافتم تا بتواند خوبی ها و مهربانیت و صفا و صمیمیت را در خود نهفته باشد. اما انگار درآسمان کلمات و حرف های چون م مهر و محبت الف آشنایی و استواری د دوست داشتن و دلجویی ر روشنایی و رئوفی قلب. می تواند کلمه مادر را که شایسته تو است تشکیل دهد .
مادر تو مهربانی را - عشق پاک را - احساس زیبایی را - عطوفت را - پایداری و استقامت را همواره برایم حجی کردی . داستان پر مهرت را می بوسم ........
تقدیم به تمام مادران
دکلمه یا حرف دل - مهدی میرجلیلی
+ نوشته شده توسط مهدي ميرجليلي در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت
|