دوستم داره...
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...
و اینگونه شد
که گلبرگهای عمر خود را
به امید یافتن آخرین عدد فرد
از ساقۀ زندگیم جدا کردم...
+ نوشته شده توسط مهدي ميرجليلي در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت
10:0 قبل از ظهر |
دوستم داره...
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...
و اینگونه شد
که گلبرگهای عمر خود را
به امید یافتن آخرین عدد فرد
از ساقۀ زندگیم جدا کردم...